تبلیغات
اخبار فساد جنسی

معرفی سایت فروش لوازم جانبی موبایل

چهارشنبه 17 تیر 1394 11:43 ق.ظ

نویسنده : تینا تینا


فروشگاه اینترنتی پرشام موبایل عرضه کننده انواع گوشی و لوازم جانبی اصلی بوده و قیمتهای مناسب وجه تمایز این فروشگاه با سایر رقبا می باشد




دیدگاه ها : () 




دنبالک ها: فروشگاه اینترنتی موبایل ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 تیر 1394 11:44 ق.ظ

حکم قاتلی که به خبرنگار زن جوان تجاوز کرد، صادر شد +عکس

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 09:45 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا

حکم محکومیت مردی که به قتل ویکتوریا مارینووا اعتراف کرده بود، صادر شد. به اعتقاد دادگاه، قتل خانم مارینووا انگیزه جنسی داشته است.
ویکتوریا مارینووا خبرنگار بلغاری حکم قاتلی که به خبرنگار زن جوان تجاوز کرد، صادر شد +عکس

حکم محکومیت مردی که به قتل ویکتوریا مارینووا اعتراف کرده بود، صادر شد. به اعتقاد دادگاه، قتل خانم مارینووا انگیزه جنسی داشته است.

 

خبرنگار بلغاری چند روز پیش از مرگش در باره فساد اداری در بلغارستان گزارش داده بود.

 

 

عکسی از ویکتوریا مارینووا و دفترچه‌ای برای نوشتن تسلیت شرکت‌کنندگان در مراسم خاکسپاری پیکر خبرنگار بلغاری

 

 

روز گذشته دادگاه شهر روسه، بلغارستان، سورین ک. را به جرم تجاوز جنسی و قتل ویکتوریا مارینووا، خبرنگار بلغاری، به ۳۰ سال زندان محکوم کرد.

 

به طور معمول برای این گونه جنایات حکم حبس ابد صادر می‌شود اما چون قاتل هنگام قتل ۲۰ ساله بوده به 30 تقلیل یافته است. روز ششم اکتبر ۲۰۱۸ خانم مارینووا که برای دویدن به پارک نزدیک خانه‌اش در شهر روسه رفته بود به قتل رسید. جسدش در همان پارک پیدا شده بود.

 

قاتل پس از انجام جنایت به آلمان گریخته بود.

 

بازداشت قاتل در آلمان توسط پلیس های لباس شخصی

 

 

قاتل که مردی رومانیایی با اصلیتی اوکراینی است پس از چند روز حبس به جرم خود اعتراف کرد و گفت که در روز جنایت مست بوده است. خانم مارینووا با ضربه به سر و در نهایت در اثر خفگی جان باخته بود.

 

انگیزه جنایت

دادستانی روسه اعلام کرده است که انگیزه این جنایت جنسی بوده و ربطی به شغل و فعالیت‌های مقتول ندارد.

 

آخرین برنامه تلویزیونی مارینووا که چند روز پیش از قتل او پخش شد، درباره فساد مالی در بلغارستان و سوءاستفاده از کمک‌های مالی اتحادیه اروپا به این کشور بود. وی در برنامه‌ای تلویزیونی به کلاه‌برداری در دستگاه‌های مالی اتحادیه اروپا پرداخته بود. در این رسوایی پای بسیاری از سیاستمداران و تجار به میان کشیده شده بود.

 

برنامه افشاگرانه و تحقیقاتی مارینووا در تلویزیون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، به همین دلیل احتمال می‌رفت که قتل او در ارتباط با فعالیت‌هایش برای جلوگیری از فساد اداری در بلغارستان باشد.

 

گفته شده این زن کاملا به سبک مافیایی و فجیع مورد تجاوز قرارگرفته و به قتل رسیده بود. او سومین روزنامه‌نگاری است که ظرف یک سال گذشته در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا کشته می‌شود.


منبع :  جام نیوز




دیدگاه ها : () 




برچسب ها: خبرنگار ، تجاوز ، تجاوز خبرنگار به دختر ، فساد اداری ، فساد ، فساد جنسی ،
دنبالک ها: پرشام مارکت ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 09:47 ب.ظ

ماجرای دختری که در ۵ سالگی نامزد شد

یکشنبه 18 شهریور 1397 07:33 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا

روزنامه ایران نوشت: دخترک پاهایش را محکم روی زمین می‌کوبد تا سرعت تاب را بیشتر کند. تاب دست ساز به جای حرکت رو به جلو، مثل آویزی دور خودش می‌چرخد. گرد و خاک بلند می‌شود. می‌گویند حرف ازدواجش که پیش می‌آید، خودش را می‌زند و به مادرش حمله می‌کند.

آن موقع دیگر روی تاب نشستن هم کمکی به او نمی‌کند. ساعت‌ها می‌چرخد، بی‌هدف. امروز سراغ سهیلا آمده‌ایم با خبرهای خوش.سه هفته پیش درهمین صفحه برایتان از سهیلا نوشتم؛ دخترک 8 ساله افغان که در یکی از کوره‌های آجرپزی قیام دشت زندگی می‌کند. سهیلا وقتی 5 ساله بود، پدرش قرار ازدواجش را گذاشت.

برای نجات از یک گرفتاری بزرگ 20 میلیون شیربها گرفت و قول دخترش را داد برای زندگی با پسر یکی از بستگان. پسر 11ساله‌ای که در همان کوره کارگری می‌کند. بعد از چاپ گزارش نیکوکاران پیشقدم شدند و در تماس با ما گفتند که زندگی دخترک را تغییر خواهند داد، البته می‌خواستند سهیلا را از نزدیک ببینند و با خانواده‌اش قول و قرار بگذارند دخترک دوران کودکی‌اش را سپری کند، مدرسه برود و روزی عشق را تجربه کند و خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد.

حتماً شما هم خبر ازدواج دخترک 9ساله مشهدی را شنیده‌اید با مردی که سال‌ها از خودش بزرگتر بود. معاون دادستان مشهد مداخله کرد و در تالارعروسی جلوی این ازدواج را گرفت. نیره عابدین‌زاده، معاون دادستان به رسانه‌ها گفت این اولین اقدام عملی برای پیشگیری از این نوع ازدواج‌ها در کشوراست. او گفت این دختر 9 ساله هیچ اطلاعات عمومی نداشته، مدرسه نرفته، هیچ چیز از ازدواج نمی‌دانسته جز لباس عروسی‌اش.

گفت اگر زودتر خبردار می‌شد حتی نمی‌گذاشت وارد آرایشگاه شود. به قول او دختر نحیفی که با زور کفش پاشنه بلند کمی بزرگ جلوه‌اش داده بوده. آنها با مداخله اورژانس اجتماعی جلوی این اتفاق تلخ را گرفتند. او معتقد است این اتفاق برای پیشگیری از ازدواج کودکان مؤثر بوده. عابدین‌زاده خواست درباره این معضل اطلاع‌رسانی شود تا همه بدانند کودکان نباید در این سن ازدواج کنند.

حالا برگردیم به داستان سهیلا در قیام‌دشت، در 15 کیلومتری جاده خاوران. او هم جثه‌اش کوچک‌تر از یک دختر 8ساله است. چشمانم را می‌بندم و در لباس عروسی تصورش می‌کنم؛ چه تصویر ترسناکی. سهیلا در کنار دامادی 11ساله. لابد این تصویر همان قدر خودش را هم ترسانده. می‌گویند وقتی از بچه‌ها این خبر را شنیده، کابوسی جز آن نداشته و مدام خواب آشفته می‌دیده و خودش را می‌زده.

اهالی می‌گویند این اطراف کم نیست از این نوع ازدواج‌ها. دختر بچه‌ها و پسربچه‌هایی که در کودکی به عقد یکدیگر درمی‌آیند و اصلاً نمی‌دانند ازدواج یعنی چه؟ خیلی‌هایشان به بلوغ نرسیده راهی خانه بخت می‌شوند. خانه بخت؟ همان طور که در گزارش قبل خواندید، آن روز مادر سهیلا برایمان گفت: «20 میلیون به عنوان شیربها گرفتیم و شوهرم قولش را داد. گرفتار بودیم، بدجور گیر بودیم. ما افغان‌ها وقتی حرف می‌زنیم باید رویش بایستیم. الآن پشیمانیم. مثل گروگان می‌ماند. کاش این 20 میلیون جور بشود و پس بدهیم. کاش هرکس می‌تواند کمک‌مان کند دخترم بماند. چند روز است فهمیده و خودش را مدام می‌زند و می‌گوید نمی‌خواهد عروس بشود. چنان خودش را می‌زند، ما را می‌زند که می‌مانم چه کنم.»

گزارش چاپ شد و نیکوکاران پیشقدم شدند برای اینکه سهیلا را از این مهلکه نجات دهند.

امروز دوباره راهی محل زندگی‌شان شده‌ایم. در اتاق‌های دودگرفته کوره آجرپزی، یکی از خیران با پدرش حرف می‌زند. صحبت از کبوترهای سفید مزار شریف است، سفیدی تپه‌ها، دره‌ها و چادرهای زنانش و زندگی‌هایی که گاه در آن منطقه زود بر باد رفته... پدر با حسرت از وطن حرف می‌زند، از رنج‌هایش در وطن، از جنگ و ناامنی و بعد سختی‌هایش توی کشوری که بچه‌هایش حالا وطنش می‌دانند.

هرچند بدون شناسنامه و به سختی روزگار بگذرانند. پدر می‌گوید هیچ‌وقت دلش رضا نبوده دخترش را در این سن و سال شوهر بدهد، قولش را بدهد. اما مجبور شده و مرد است و قولش و حالا اگر قرار است کمک کنند چرا نخواهد دخترک را آزاد بگذارد تا درسش را بخواند.

قول می‌دهد دخترک به مدرسه برود تا مثل خودش همیشه حسرت خواندن و نوشتن را نکشد. تا کلاس دوم خوانده و از این به بعد هم می‌تواند درسش را بخواند. پول خواستگاران را می‌دهد و جان دخترش را آزاد می‌کند. مادر سهیلا با خوشحالی حرف‌ها را گوش می‌دهد.

همه حواس‌شان هست سهیلا چیزی از ماجرا نشنود. می‌دانند همه این حرف‌ها وحشتزده‌اش می‌کند. قول و قرارها گذاشته می‌شود.

این بار برای تغییر سرنوشت دخترک... سهیلا دفتر نقاشی و کتاب قصه‌‌اش را ورق می‌زند و دوباره برمی‌گردد روی تابش. چرخ می‌خورد و به آسمان خیره می‌شود این بار چشمانم را می‌بندم و تصویر دخترکی را می‌بینم که لباس مدرسه پوشیده و کیفش را دست گرفته.

زهرا کهرام، داوطلب جمعیت دانشجویی امام علی(ع) همراهمان است. خاله زهرای بچه‌ها که برای مدرسه رفتن‌شان تلاش زیادی کرده: «خوشحالم! قرار است زندگی سهیلا تغییر کند. خیلی وقت‌ها ما شاهد فروش بچه‌ها بوده‌ایم؛ والدینی که معتاد بوده‌اند و به اسم ازدواج کودک، بچه‌هایشان را فروخته‌اند. از نظر قانونی هم نمی‌توان پیگیری خاصی کرد چون والدین به خاطر پول معمولاً اعتراضی ندارند.سهیلا فقط یکی از هزاران کودکی است که قرار بوده در کودکی ازدواج کند.

جمعیت امام علی(ع) در این زمینه سمیناری برگزار کرد و روی 17 قومیت مختلف کشور و نزدیک به 600 پرونده «کودک - همسر» کار کرد. آسیب‌هایی که این کودکان بعد از ازدواج دیده‌اند نه فقط مختص خودشان که گاه تا نسل‌های بعد ادامه می‌یابد. خیلی وقت‌ها جلوی این ازدواج‌ها را می‌توان با توانمندی مادران گرفت. چون وقتی مادری قوی و توانمند می‌شود دیگر دلش نمی‌خواهد و اجازه نمی‌دهد دخترش به ازدواج در کودکی تن دهد.

اگر ما برای این کودکان امکان مدرسه رفتن فراهم کنیم و خانواده‌شان را توانمند کنیم به راحتی جلوی ازدواج فرزندان‌شان را در کودکی خواهیم گرفت. یادمان باشد سهیلا اولین و آخرین دختری نیست که قرار بود در این سن ازدواج کند.» کهرام با سهیلا و خانواده‌اش صحبت می‌کند. او مدتهاست با این خانواده در ارتباط است و از این پس نیز بر رفتار خانواده نظارت خواهد داشت.

عابدین مهدوی، عکاس و فیلمسازکودکان جنگ که یکی از خیران پیشقدم برای پیشگیری از ازدواج سهیلا است و همراه ما به قیام دشت آمده، می‌گوید: «این روزها کودکان در همه جای دنیا حتی در محروم‌ترین نقاط آفریقا، افغانستان و عراق آرزوهای بزرگ دارند.

دیگر نمی‌توانیم بگوییم آنها کودکند و چیزی از دنیا نمی‌دانند. خیلی اوقات شنیده‌ام این کودکان هم می‌پرسند سهم ما از دنیا چیست؟ بارها هنگام کار در پاکستان، افغانستان و سیستان و بلوچستان ایران شاهد بوده‌ام که دختران را در کودکی مجبور به ازدواج با مرد 45 ساله می‌کنند. ازدواج‌های زودهنگام باعث زخم‌های روحی و روانی زیادی در این بچه‌ها می‌شود. زخم‌هایی که تا پایان عمر با آنهاست.

من به عنوان یک عکاس و فیلمساز این درد را در چشمان آنها می‌بینم. آنها موقع ازدواج گریه می‌کنند نه گریه‌ای از سر دلتنگی که دختران هنگام ازدواج برای خانواده شان می‌کنند، بلکه گریه‌ای از سر ترس. وقتی داستان سهیلا را خواندم من هم مثل بقیه کسانی که برای این کار پیشقدم شده‌اند.

فقط خواستم قدمی برای تغییر این مسیر بردارم. این روزها خیلی‌ها برای کودکان کار قدم‌های مثبتی برمی‌دارند، امیدوارم برای پیشگیری از ازدواج کودکان هم این قدم‌ها برداشته شود. ما به این بچه‌ها کمک کنیم که مدرسه بروند 18 ساله شوند، اجازه بدهیم عشق را تجربه کنند و خودشان برای زندگی‌شان تصمیم بگیرند. سهیلا برای ما نمادی از این کودکان است.»

آفتاب درحال غروب است. پدر سهیلا آهی از سر خشنودی می‌کشد. پدر دخترکش را درآغوش می‌گیرد و دختر خودش را به پدر می‌چسباند، انگار فهمیده قرار نیست از خانواده‌اش دور شود. او دیگر کودک - همسر نخواهد بود اما سرنوشت دیگر سهیلاها چه خواهد شد؟ همسرانی که کودکی‌شان برباد می‌رود.




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

​مرگ مرموز مرد میانسال در خانه زن ماساژور

دوشنبه 29 مرداد 1397 12:18 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا

خبرگزاری تسنیم: ۱۷ مرداد سال جاری مردی با حضور در دادسرای امور جنایی تهران اعلام کرد پدرش از خانه خارج شده و به منزل بازنگشته است.

وی در اظهاراتش به بازپرس گفت: ساعت سه بعدازظهر پدرم برای خرید از خانه خارج شد و به سمت پارک شهر رفت، اما دیگر به خانه بازنگشت، چند ساعت بعد نیز تلفن همراه پدرم از دسترس خارج و خاموش شد که به همین دلیل نگران شدم و مفقود شدن پدرم را اعلام کردم.

پس از ثبت این شکایت، تیمی از مأموران آگاهی برای یافتن مرد مفقود شده دست به کار شده و در تحقیقات اولیه متوجه شدند زن جوانی آخرین بار با مرد مفقوده شده در تماس بوده است.

زن جوان با دستور بازپرس امور جنایی تهران بازداشت شد و در تحقیقات اولیه از مرگ متوفی سخن به میان آورد و به کارآگاهان گفت: ماساژور هستم و در آرایشگاه خانگی مشغول کارم، روز حادثه متوفی با من تماس گرفت و گفت: ماساژور می‌خواهد.

من نیز به او گفتم در قبال ماساژ باید ۱۰۰ هزار تومان پرداخت کند، وی به منزل من آمد، دو دوستم برای کاشت ناخن در خانه بودند، اما حال مرد میانسال قبل از ماساژ ناگهان بد شد که برای وی آب بردم، ولی کار از کار گذشته و وی فوت کرده بود.

وی ادامه داد: ترسیده بودیم و گمان کردیم مرگ وی به گردن ما بیفتد به همین دلیل با اوژانس تماس نگرفتیم، یکی از دوستانم گفت: دوستش وانت دارد و می‌توانیم جسد متوفی را به خارج از خانه انتقال دهیم که شب‌هنگام دوست وی به خانه ما آمد و جسد متوفی را حوالی جاده ساوه منتقل کرده و آنجا رها کردیم.

پس از اظهارات این زن، دو دوست دیگر وی نیز بازداشت شدند و همین اظهارات را تکرار کردند همچنین مشخص شد جسد متوفی توسط یک رهگذر در محل رهاسازی کشف و پس از حضور پلیس به پزشکی قانونی منتقل شده است که پسر متوفی با حضور در پزشکی قانونی جسد را شناسایی کرد.

هر سه متهم هم‌اکنون با دستور بازپرس امور جنایی تهران بازداشت شده و تحقیقات درباره مشخص شدن علت اصلی مرگ متوفی و بررسی‌های بیشتر درباره این پرونده ادامه دارد.




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

جنایت هولناکی که پسر قمار باز رقم زد

دوشنبه 29 مرداد 1397 12:17 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا

روزنامه ایران: مرد قمارباز که برای پرداخت بدهی 400 میلیون تومانی‌اش سناریوی سه قتل را طراحی و اجرا کرده بود با تیزهوشی بازپرس جنایی تهران لو رفت. در این جنایت هولناک، پدر این مرد به قتل رسید اما دو مرد دیگر جان سالم به در بردند.

عصر 21 مرداد مأموران کلانتری 107 فلسطین در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از مرگ مشکوک مرد میانسالی در بیمارستان امام حسین(ع) خبر دادند. به‌دنبال اعلام این خبر تحقیقات از سوی بازپرس جنایی آغاز شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که دو مرد میانسال و پسر جوانی بر اثر مسمومیت غذایی به بیمارستان منتقل شده اما ساعتی بعد یکی از مردان میانسال به‌نام پرویز فوت کرده است.

مسمومیت با غذا/ کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی بلافاصله از پدر و پسر که بهبود یافته بودند تحقیق کردند. مرد میانسال گفت: سال‌هاست که با پرویز شریک هستم و در خیابان بهار یک مغازه فروش لوازم خودرو داریم. روز حادثه به همراه پرویز و پسرش شایان داخل مغازه بودیم. آن روز هر کدام از ما از خانه هایمان غذا آورده بودیم و مشغول خوردن ناهار شدیم. غذاهایمان مزه عجیبی می‌داد و به همین دلیل من بعد از خوردن چند قاشق دیگر نتوانستم غذا بخورم.

پسرم هم همین طور اما شایان - پسر پرویز- گفت دندانش درد می‌کند و نمی‌تواند غذا بخورد. پرویز اما چون گرسنه بود غذایش را کامل خورد. بعد از خوردن غذا شایان مغازه را ترک کرد و ما حالمان بد شد. با سر و صدای ما همسایه‌ها به کمکمان آمدند و ما را به بیمارستان رساندند. من و پسرم چون غذای کمی خورده بودیم با شست و شوی معده نجات پیدا کردیم اما پرویز فوت کرد.

سرنخی از جنایت/ گرچه در بررسی‌ها به نظر می‌رسید که این حادثه مسمومیت غذایی بوده است و اورژانس نیز این موضوع را تأیید کرد اما چند سؤال ذهن بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی را به خود مشغول کرده بود از جمله اینکه چرا روز حادثه پسر پرویز از خوردن غذا خودداری کرده بود. از سوی دیگر افرادی که مسموم شده بودند از سه نوع غذای متفاوت خورده بودند اما هر سه نفر مسموم شده بودند و همین موضوع شک بازپرس جنایی را بیشتر برانگیخت.

ردپای یک مرد/ بدین ترتیب به دستور بازپرس دشتبان، پسر پرویز به‌عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد. در تحقیقات اولیه مرد جوان که شایان نام داشت منکر دخالتی در این ماجرا شد اما زمانی که در مقابل مدارک پلیسی قرار گرفت به طراحی نقشه قتل پدرش، شریک او و پسر وی اعتراف کرد.

سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با اعتراف متهم به قتل و به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی، متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد.

گفت‌و‌گو با متهم/ 35 سال دارد، متأهل و صاحب یک فرزند پسر است. او چند وقتی است که به دام قمار افتاده و همین مسأله باعث شد که نقشه سه جنایت را طراحی کند.

انگیزه ات برای کشیدن این نقشه چه بود؟ وضع مالی‌مان خوب بود اما با وسوسه دوستانم شب‌ها برای تفریح به خانه یکی از دوستانم می‌رفتیم و قمار می‌کردیم. اوایل تفریح بود اما پول‌های مفتی که در این قمارها به دست می‌آوردم و هیجانش مرا معتاد کرد. اوایل فقط می‌بردم اما بعد از مدتی باخت‌ها شروع شد. وقتی به خودم آمدم 400 میلیون تومان باخته بودم. باید این پول را پرداخت می‌کردم وگرنه اتفاقات بدی برایم می‌افتاد و برای همین نقشه کشیدم.

نقشه‌ات چه بود؟ اول می‌خواستم خودکشی کنم برای همین سیانور خریدم. اما همان روز پشیمان شدم و تصمیم گرفتم با به قتل رساندن پدرم ارثیه‌ای را که بعد از مرگ او به دستم می‌رسد تصاحب کنم و بدهی‌هایم را پرداخت کنم.

چرا شریک پدرت و پسرش را هم مسموم کردی؟ اگر آنها می‌مردند می‌توانستم تمام وسایل مغازه و حتی دخل مغازه را که پول خوبی داخل آن بود، سرقت کنم. بعد از مرگ آنها کسی نبود که شکایت کند اگر هم شکایت می‌کرد رد و سرنخی از من به‌دست نمی‌آمد.

از کجا مطمئن بودی؟ برای اینکه قبل از اجرای نقشه‌ام به سراغ دستگاه ضبط دوربین‌های مداربسته داخل مغازه رفته و آن را خاموش کردم. بعد از آن‌هم داخل غذای پدرم و شریکش و پسر شریکش سم ریختم و به این بهانه که دندانم درد می‌کند از خوردن غذا خودداری کردم.

فکر می‌کردی راز این جنایت برملا شود؟ حتی یک درصد. من تمام سرنخ‌ها را از بین برده بودم و قبل از آنکه آنها حالشان بد شود هم مغازه را ترک کردم تا بعد از این اتفاق ردی از من به جا نماند.




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

​زورگیری، عاقبت دوستی در سایت همسریابی

جمعه 31 فروردین 1397 02:03 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا

ایسنا: سرکلانتر دهم پایتخت از دستگیری دو سارق که پس از دوستی با کاربران فضای مجازی اقدام به سرقت به عنف از آنان کرده بودند، خبر داد. سرهنگ دوست علی جلیلیان دراین باره گفت: چندی پیش مردی به کلانتری ۱۶۱ ابوذر مراجعه و اعلام کرد که توسط دو مرد و یک زن مورد زورگیری قرار گرفته است و تعدادی از طلاها و وجوه نقد داخل منزلش به سرقت رفته است. وی با بیان اینکه تیمی از ماموران کلانتری پیگیری پرونده و رسیدگی به موضوع را بر عهده گرفتند، گفت: شاکی که در اظهاراتش به ماموران گفت که از طریق یکی از سایت‌های همسر یابی، با خانمی آشنا شده و پس از طرح دوستی با وی، او را به منزلش دعوت کرده است. اما در زمان مراجعه این خانم دو مرد وارد منزل مسکونی اش شده و با تهدید سلاح سرد تعدادی از اموال از قبیل طلا و مدارک هویتی اش را به سرقت برده اند. سرکلانتردهم پلیس پایتخت با بیان اینکه سارقان، برای جلوگیری از مراجعه مالباخته به کلانتری از وی عکس های خصوصی تهیه کرده اند، گفت: این افراد تهدید کرده بودند که در صورت مراجعه شاکی به پلیس اقدام به انتشار این تصاویر خواهند کرد. جلیلیان با بیان اینکه تحقیقات پلیسی برای شناسایی مخفیگاه متهمان انجام شد، گفت: سرانجام پس از اخذ مجوزهای قضایی، تیمی از ماموران کلانتری ۱۶۱ برای دستگیری سارقان به مخفیگاه آنان اعزام و موفق شدند در یک عملیات ضربتی زن و مرد سارق را که در مخفیگاهشان حضور داشتند دستگیر و به مقر پلیس منتقل کنند. وی با اشاره به بازرسی از مخفیگاه متهمان گفت: ماموران در بازرسی از مخفیگاه متهمان مدارک و طلاجات مالباخته را نیز کشف و ضبط کردند. جلیلیان با اشاره به اینکه دستگیری سارق سوم در دستور کار ماموران کلانتری ۱۶۱ قرار دارد، اظهار کرد: با اقرار متهمان و تشکیل پرونده، متهمان برای سیر مراحل قانونی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفتند.




دیدگاه ها : () 




برچسب ها: زور گیری ، همسر یابی ، سایت ، همسریابی ،
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 34 1 2 3 4 5 6 7 ...