یاران امام حسین در دنیای امروز

شنبه 1 فروردین 1394 10:51 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا
هر بار پیرمردی از شدت فقر، زیر پل عابری از سرما وگرسنگی به خود می‌پیچید، تیزیِ تیغی بر صورت حبیب‌بن‌مظاهر می‌نشیند. هر بارکه دختری، از هراس و هولِ گرگ‌های خیابان قالب‌تهی می‌کند، یک‌بار ‌ِ خون به دلِ رباب می‌شود. هر بار که دستِ ناجوانمردی بر صورت کودکی که از گرسنگی سیبی دزدیده است، سیلی می‌کارد نیزه‌ای به سینه‌ی قاسم فرو می‌رود. هر بار که خانواده‌ی بیماری، در پیاده‌روهای مقابل بیمارستان، در نداری و نومیدی و غریبی، درمانده می‌شوند، بغضی در گلوی مسلم فرو می‌شکند. هر بار که پدری که از فرطِ فقر، روی پله‌ای می‌نشیند تا امیدکودکان گرسنه‌اش از خالیِ دست‌ها ماتم نشود، خنجری پهلوی حربن‌ریاحی را پاره می‌کند. هر بار که مادری در پول کفش کودکش می‌ماند و حسرت‌خوردنِ جگرگوشه‌اش می‌شود کاستنِ جانش، یک‌بار تیرِ حرمله بر گلویی شش ماهه می‌نشیند. هربار که برادری دشنه‌ی نامردی را بر پشت برادرش می‌زند، دست‌های یک ماه بریده می‌شود و بر خاک فرو می‌افتد.هر بار زنی زیر لگدهای نامرد‌شوهری،کبود می‌شود و بی‌پناه می‌ماند، یک‌بار آتش به خیمه‌گاه زینب می‌افتد. هر بار که مهاجری افغان تحقیر می‌شود، دختر‌بچه‌ای به شهوتِ مردی فروخته می‌شود، هربار ظالمی بر ظلمی مداومت می‌کند، مسند قضاوتی چرب می‌شود به رشوه و زور و قدرت، هر بار قلبِ یتیمی پر ‌می‌شود از اندوه، هربار که کارگری زیر سیل دشنامِ کارفرمایِ نوکیسه‌ی خود استخوان خرد می‌کند، هربار که شانه‌های فروافتاده‌ای از پله‌های داروخانه‌ای پائین می‌آید، هر بار که صاحبخانه‌ای بساط محقرِ مستاجری درمانده را روانه‌ی خیابان می‌کند، هربار که دستِ کثیفی بر صورت بچه‌های کار کشیده می‌شود، هربار که کودکی سرِ گرسنه بر زمین می‌گذارد، هر بار که آهِ مظلومی در گلو می‌ماند و می‌شکند ، حسین، یک‌بار در خیابان‌های تهران شهید می‌شود؛که سرخی خونش تاریخ را رها نمی‌کند. کشیده می‌شود تا روزگاران ما تا بدانیم هنوز سخت بر سرِ پیمانِ سترگِ خویش ایستاده است. مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا از مومنان کسانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند، بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نکرده اند


دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -



foot pain cancer
سه شنبه 6 تیر 1396 07:04 ق.ظ
First of all I would like to say excellent blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to know how you center yourself and clear
your mind before writing. I've had a hard time clearing my mind in getting my ideas
out there. I truly do take pleasure in writing but it just seems like the
first 10 to 15 minutes are generally lost simply just trying to figure out how to begin. Any ideas or tips?
Many thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر