تبلیغات
اخبار فساد جنسی - ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی؛ فرار دختر جوان از خانه بعد از باردار شدن!

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی؛ فرار دختر جوان از خانه بعد از باردار شدن!

یکشنبه 24 آبان 1394 05:11 ب.ظ

نویسنده : تینا تینا
ارسال شده در: خبر فرهنگی ،
فکر نمی کردم یک آشنایی خیابانی ساده چنین روزگارم را سیاه کند که همه هستی خود را از دست بدهم و برای جلوگیری از آبروریزی، از شدت شرم مجبور به فرار از منزل شوم. البته این کار هم اشتباه بزرگ تری بود که در پی اشتباهات مکرر در زندگی ام، مرتکب شدم اما خوشحالم قبل از آن که در چنگ باندهای فساد و خلافکار گرفتار شوم، توسط مأموران انتظامی دستگیر شدم و...

به نقل از خراسان، دختر 21 ساله که با ظاهری آراسته و آرام روی صندلی نشسته و منتظر حضور پدر و مادرش در کلانتری بود، در حالی که عنوان می کرد، نمی دانم در این شرایط روسیاهی چگونه با پدر و مادرم رو به رو شوم، به تشریح چگونگی آشنایی خود با مردی متأهل پرداخت و به مشاور کلانتری آبکوه مشهد گفت: 2سال قبل وقتی در سال آخر دبیرستان تحصیل می کردم، با نگاه های محبت آمیز مرد 32ساله ای برخورد کردم که هر روز در مسیر مدرسه او را می دیدم.

 نگاه ها و شخصیت به ظاهر آرام و مودب او توجه مرا به خود جلب کرد و همین موضوع منجر به یک آشنایی خیابانی شد. اگرچه خانواده من از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بودند، اما من همواره احساس تنهایی می کردم، چرا که دیگر خواهران و برادرانم ازدواج کرده بودند و من با پدر و مادر پیرم زندگی می کردم. آن ها به خاطر اعتمادی که به من داشتند هیچ گاه رفت و آمدهایم را کنترل نمی کردند و تنها لوازمی را که نیاز داشتم، در اختیارم قرار می دادند و ...

 در ابتدای آشنایی، علاقه ای به ایرج نداشتم و او در ارتباطات خیابانی خود فقط مرا به ادامه تحصیل و توجه به درس هایم تشویق می کرد. اما آرام آرام احساس کردم به او علاقه مند شدم و این علاقه روز به روز شدت می گرفت به طوری که دیگر هر روز او را می دیدم و زمانی که همسر و فرزندش در منزل حضور نداشتند، به خانه او رفت و آمد می کردم تا این که مدتی بعد او با بیان این جمله که «تو کمی چاق هستی و باید خود را مداوا کنی!» ماده سفیدرنگی را به عنوان دارو در اختیارم گذاشت تا آن را مصرف کنم.

 او سپس شیوه مصرف آن را هم به من آموخت. من هم که از چاقی خود معذب بودم، استفاده از آن دارو را ادامه دادم تا این که مدتی بعد متوجه شدم در دام موادمخدر صنعتی گرفتار آمده ام. همین موضوع موجب وابستگی بیشتر من به ایرج شد، چرا که باید برای تهیه آن دارو حتما نزد او می رفتم.

 دیگر ارتباط پنهانی ما با یکدیگر خیلی عادی شده بود و او به خاطر ماجرای اعتیاد در هر زمانی که دوست داشت از من سوءاستفاده می کرد. من هم به خاطر ترس از لو رفتن اعتیادم مجبور بودم به خواسته های او تن بدهم تا این که حدود 3ماه قبل متوجه شدم باردار هستم. دیگر از شدت شرم و آبروریزی نمی دانستم چه تصمیمی بگیرم.

 هیچ راهی به جز فرار از منزل به خاطرم نرسید، از سوی دیگر هم ایرج پس از فهمیدن ماجرا، خود را از من پنهان می کرد. این بود که به ناچار مقداری پول از خانه برداشتم و آواره خیابان ها شدم تا این که مورد ظن مأموران انتظامی قرار گرفتم و آن ها مرا به کلانتری هدایت کردند و حالا منتظر حضور پدر و مادرم هستم. شایان ذکر است، به دستور سرگرد جمشید مقدم فر(رئیس کلانتری آبکوه) دختر جوان با ارائه راهکارهای قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.




دیدگاه ها : () 




برچسب ها: خانه فساد ، دختر فراری ، فساد جنسی ، اخبار دختر فراری ، مواد مخدر و دختران فراری ، آشنایی خیابانی ،
دنبالک ها: فروشگاه اینترنتی موبایل ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 آبان 1394 05:13 ب.ظ



manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:23 ب.ظ
What's up everyone, it's my first visit at this
website, and paragraph is actually fruitful designed for me, keep up posting these types of
articles or reviews.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 03:34 ب.ظ
Hello there, I discovered your web site by means of Google while searching for a
comparable topic, your site came up, it seems to be good.
I have bookmarked it in my google bookmarks.
Hello there, just turned into alert to your weblog through
Google, and found that it's really informative.
I'm gonna be careful for brussels. I will appreciate for those who continue this in future.
A lot of folks shall be benefited out of your writing.

Cheers!
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 07:26 ق.ظ
Does your blog have a contact page? I'm having a tough time locating it
but, I'd like to shoot you an e-mail. I've got some suggestions for your blog you might be interested in hearing.
Either way, great blog and I look forward to seeing it
grow over time.
شایسته
یکشنبه 24 آبان 1394 05:27 ب.ظ
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید و با هم تبادل لینک داشته باشیم
ممنونم و منتظرتونم
مدیر سایت لینوکس وب
یکشنبه 24 آبان 1394 05:26 ب.ظ
وبلاگت خیلی عالی بود خیلی خوشم اومد ازش ارزشش داره براش وقت بگذاری بازدیدش بالا بره اما اگه یه روز بالا نیاد تمام زحماتت از بین می ره بهت پیشنهاد می کنم به وب سایت من سر بزن مطمئن باش ضرر نمی کنی موفق باشی دوست خوبم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر